close
تبلیغات در اینترنت
پیام دهکردی یکی از چهره های برجسته تئاتر کشور، به مناسبت زادروزش 20 اردیبهشت
loading...

گروه تئاتر همسفران مهتاب شهرکرد

پیام دهکردی عزیز تبریک تولدت را از تئاتر استانی که به آن تعلق داری  پذیرا باش پیام نادری دهکردی متولد 20 اردیبهشت 1356 در شهرکرد به دنیا آمد، وی در رشته ادبیات دراماتیک کارشناسی و مدرک ارشدش را از دانشکده سینمایی و تئاتر تهران اخذ کرده است. تا بحال چندین اثر برجسته نمایشی را کارگردانی و در نمایش ها و فیلم ها و سریال های تلوزیونی متعددی ایفای نقش کرده که بازی هایش در خاطر مخاطبان خواهد ماند، وی یکی از بهترین شاگردان استاد بزرگ و پدر تئاتر ایران مرحوم حمید سمندریان است، چندی پیش به همت انجمن…

مسلم سلیمانیان چالش تری بازدید : 1041 دوشنبه 09 ارديبهشت 1392 نظرات ()

پیام دهکردی عزیز تبریک تولدت را از تئاتر استانی که به آن تعلق داری  پذیرا باش

پیام نادری دهکردی متولد 20 اردیبهشت 1356 در شهرکرد به دنیا آمد، وی در رشته ادبیات دراماتیک کارشناسی و مدرک ارشدش را از دانشکده سینمایی و تئاتر تهران اخذ کرده است. تا بحال چندین اثر برجسته نمایشی را کارگردانی و در نمایش ها و فیلم ها و سریال های تلوزیونی متعددی ایفای نقش کرده که بازی هایش در خاطر مخاطبان خواهد ماند، وی یکی از بهترین شاگردان استاد بزرگ و پدر تئاتر ایران مرحوم حمید سمندریان است، چندی پیش به همت انجمن هنرهای نمایشی استان استاد دهکردی به زادگاهش آمد و نوعی رفاقت و مرام تئاتری هدفمند و پاینده را در مدت کوتاهی به هنرجویان آموزش داد و الحق که از جان و دل مایه و انرژی مضاعف گذاشت تا پس از سالها چراغ آموزش تئاتر در استان روشن شود، با آرزوی سلامتی و درخشش و موفقیت برای استاد دهکردی

از بچگی كار می‌كردم

از‌‌ همان روزهای بچگی که در شهرکرد زندگی می‌کردم، با‌‌ همان بافت و فضای سنتی آن روزهای شهرکرد، تابستان‌های من اینطور گذشت که پدرم فرفره درست می‌کرد و من با یك صندوق آدامس و شانسی مجبور بودم در کوچه بچرخم و اجناسم را بفروشم یا در ساندویچی پسرعمه‌ام کار کنم. کار کردن روی زمین کشاورزی دایی‌ها و شوهر عمه‌هایم و باغداری هم جزو اتفاقات آن روزگار بود تا اینکه بزرگ شدم و به اراک آمدم و شدم دانشجوی تئا‌تر، بعد از آن زندگی سخت‌تر هم شد.....

جهت بازدید از سایر عکس های استاد و خاطرات وی بر روی مشاهده مطالب کلیک کنید...

 

 

عکس کارگاه آموزشی استاد دهکردی در پلاتو نمایش امیرکبیرشهرکرد در بهمن ماه 1391

 

 
شنیدن قصه‌های واقعی و خاطره‌ها، همیشه جذابیت دارد. امروزه ما در عالم هنر و فرهنگ، چهره‌ها و سوپراستارهایی را می‌بینیم كه همه، آنها را می‌شناسند، اما شاید گاهی، ندانیم كه از كجا آمده‌اند و این راه طولانی را، با چه سختی‌هایی طی كرده‌اند.
برترین ها: شنیدن قصه‌های واقعی و خاطره‌ها، همیشه جذابیت دارد. امروزه ما در عالم هنر و فرهنگ، چهره‌ها و سوپراستارهایی را می‌بینیم كه همه، آنها را می‌شناسند، اما شاید گاهی، ندانیم كه از كجا آمده‌اند و این راه طولانی را، با چه سختی‌هایی طی كرده‌اند. از این به بعد و در همین جایی كه توقف كرده‌اید، ماجرای واقعی ستارگان و موفق‌های عالم هنر را كه از فقر آمده‌اند، از شرایط خیلی سخت، برایتان نقل خواهیم كرد؛ ماجراهایی كه شنیدن دارد و شما را به حیرت خواهد انداخت. با ما بیاید به سرزمین داستان‌های واقعی  چهره‌ها.

 

از بچگی كار می‌كردم
از‌‌ همان روزهای بچگی که در شهرکرد زندگی می‌کردم، با‌‌ همان بافت و فضای سنتی آن روزهای شهرکرد، تابستان‌های من اینطور گذشت که پدرم فرفره درست می‌کرد و من با یك صندوق آدامس و شانسی مجبور بودم در کوچه بچرخم و اجناسم را بفروشم یا در ساندویچی پسرعمه‌ام کار کنم. کار کردن روی زمین کشاورزی دایی‌ها و شوهر عمه‌هایم و باغداری هم جزو اتفاقات آن روزگار بود تا اینکه بزرگ شدم و به اراک آمدم و شدم دانشجوی تئا‌تر، بعد از آن زندگی سخت‌تر هم شد.


پول كرایه نداشتم


یادم می‌آید که در اصفهان شاگرد مرحوم ابراهیم کریمی بودم، همزمان در اراک دانشجوی تئا‌تر هم بودم و در تهران هم شاگرد استاد سمندریان، خب تامین مخارج این کلاس‌ها و هزینه دانشجویی كار ساده‌ای نبود. آن مبلغ پولی هم که خانواده​ام می‌فرستادند جوابگوی این هزینه‌ها نبود. بیشتر وقت‌ها برای رفت و آمد مجبور می‌شدم حتی در زمستان تا نیمه‌های شب کنار خیابان بایستم تا بتوانم با کمترین هزینه رفت و آمد کنم. یک شب که بعد از کلاس مرحوم کریمی می‌خواستم از اصفهان به اراک بروم تا ساعت 3 نیمه‌شب در سرمای زمستان ماندم.



آنقدر پیاده می‌رفتم كه پینه‌های پایم هنوز هست


در كل باید با ماهی 11 هزار تومان اموراتم را می‌گذراندم که 9هزار تومان آن بابت اجاره خانه می‌رفت و 2هزار تومان می‌ماند که باید سویا و پیاز و گاهی نان می‌خریدم، تازه هزینه حمام عمومی هم بود. برای همین دیگر پولی برای رفت و آمد نمی‌ماند. چیزی حدود یک ترم بود که من حتی نمی‌توانستم سوار اتوبوس هم بشوم و از بس پیاده رفته بودم که هنوز پینه‌های آن روز‌ها برایم به یادگار مانده.



روزهای مسافركشی


بعد از اینکه تصمیم به ازدواج گرفتم کلی با پدر کلنجار رفتم که مخارج مراسم عروسی را به خودم بدهد تا بتوانم کاری با آن انجام بدهم. به سختی توانستم پدر را راضی کنم یکی، دو میلیونی را که می‌خواست خرج عروسی کند بگیرم و با کلی قرض و قوله یک پیکان مدل ۶۲ قهوه‌ای رنگ که نمره خرم‌آباد هم بود، خریدم. به نوعی همشهری خودم بود؛ خلاصه با‌‌ همان تاکسی مشغول مسافرکشی شدم.



شب‌های خوابیدن در پارك ملت


در مقطعی از زندگی به چنان بی‌پولی خوردم که هر کاری می‌کردم درست نمی‌شد. شرایط واقعا بدی بود، این مربوط به قبل از داستان مسافرکشی است. من در تهران مانده بودم، نه دوستی و نه آشنایی و نه پولی. پاییز هم بود و چاره‌ای نداشتم جز اینکه شب‌ها در پارک ملت بخوابم. من چند شبی آنجا بودم و زیر مجسمه عطار می‌خوابیدم، خب هر روز هم باید به مادرم گزارش می‌دادم که کجا هستم و چه کار می‌کنم! برای آنکه مادرم نگران نشود به او می‌گفتم که جایم خوب است و در هتل عطار اتاق دارم!



یك عشق بی‌پایان؛ یك عشق سوزان


عشق بی‌پایان من به رؤیاهایم، به بازیگری و به تئا‌تر باعث می‌شد از پس همه آن روز‌ها بر بیایم. تنها رؤیای من آن روز‌ها این بود که بتوانم وارد ساختمان تئا‌تر شهر شوم، بازی کردن در سالن‌های آن برایم یک آرزو بود. این جمله را هنوز و همیشه وقتی خستگی باعث می‌شود که در تمرین‌هایم کم‌کاری کنم، با خودم تکرار می‌کنم و می‌گویم دهکردی، فراموش نکن که روزی آرزو داشتی ساختمان تئا‌ترشهر را ببینی!


 

سختی‌هایی كه مرا ساختند

در رکاب و روی بوفه‌های اتوبوس‌ها نشستن یا با کامیون در مسیر اصفهان- اراک رفت و آمد کردن، سویا پلوهایی که آن موقع می‌پختم و بین بچه‌های دانشکده به همین معروف شده بودم... اینها همه سرمایه‌های زندگی من هستند، نمی‌شود فراموش‌شان کرد و به سادگی از کنارشان گذشت. آن نقص‌ها، آن نبود‌ها، آن نداشتن‌ها اگر بود امروز من به چیزی که می‌خواستم نمی‌رسیدم و این اتفاقی که می‌خواستم در زندگی من رخ نمی‌داد.


 

 

 

 

 


 

 

مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط ناشناس در تاریخ 1392/5/7 و 13:54 دقیقه ارسال شده است

من در کودکی از دوستان نزدیک و همبازی ایشان (پیام نادری) بودم. گفته های ایشان کاملا کذب است. ایشان در یک خانواده متمول بودند و در رفاه خوبی بسر می بردند. علت دروغپردازی های ایشان را اصلا درک نمی کنم. ادعای دروغین فقر کردن و حرفهای این چنینی باعث ارج و قرب برای کسی نخواهد شد.
پاسخ : به هرحال جامعه تئاتر شهرکرد نیاز به معرفی چهره های مطرحی چون استاد دهکردی دارد و این باعث افتخار ماست اگر فرض محال همین باشد که می گویید باز هیچ چیز از ارزش های این مرد بزرگ برای تئاتر استان ما کم نمی شود ما در تئاتر به یک نکته توجه و اعتقاد داریم که هرگاه در مورد کسی زیاد حرف زده شود چه درست و چه غلط نشانه بزرگی و مطرح شدن اوست، شما هم بهتر است عوض کنکاش بی مورد و بیهوده در مورد شخصیت ایشان به وجود چنین مرد بزرگی افتخار کنید و با حمایت خود از ایشان تئاتر استان را سرفراز تر نمایید!

این نظر توسط محمد صادق سجادی در تاریخ 1392/2/10 و 19:29 دقیقه ارسال شده است

استاد تولدت مبارکشکلک


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
Profile Pic
این گروه در 20 آذر ماه سال 1378 در شهرکردبه سرپرستی امید بسیم و مسلم سلیمانیان چالش تری با همیاری مهدی عسگری،کاظم حیدری، جلال نجفی، سید مهدی سلیمی سرکار خانم وحیده و فریده اورنگ و مرضیه اسماعیلی تاسیس شد هم اکنون جناب آقای حسین اصغریان دهکردی، سرپرستی این گروه را بر عهده دارد.
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • لینک دوستان
  • اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان چهارمحال و بختیاری
  • حوزه هنری استان چهارمحال و بختیاری
  • سایت انجمن تئاتر سازمان بسیج هنرمندان
  • ایران تئاتر
  • پایگاه بسیج امیرالمومنین(ع)
  • 24 آی پی |تبادل بنر | افزایش بازدید
  • سایت دانلود رایگان فیلم های 2015
  • * دانلود رایگان فیلم و آهنگ جدید *
  • گالری عکس پارسی
  • گروه تئاتر چکاوک شهرکرد
  • مرکز مشاور تلفنی کامپیوتر فرتاک
  • بی تو لاو
  • جشنواره تئاتر امید
  • انجمن تعزیه ایرانیان
  • آزاد پاتوق
  • جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران
  • سایت شهید آوینی
  • تبادل لینک
  • وب سایت نمایشنامه
  • چالش تر (مهد و دیار از یاد رفته، سرزمین چهارمحال و بختیاری)
  • دی ال سی
  • وبسایت نازترین
  • گروه تئاتر آرام شهرکرد
  • تماشاخانه گروه تئاتر همسفران مهتاب شهرکرد
  • خانه تئاتر
  • دفتر طرح اسقرار گروه های نمایشی کشور
  • تماشاخانه ایرانشهر
  • سایت تئاتر مقاومت
  • جشنواره های بین المللی فجر
  • سازمان بسیج هنرمندان کشور
  • بانی فیلم(تئاتر،فیلم،عکس و...)
  • تئاترهمرهان محمود آباد(مازندران)
  • نشرقطره
  • آخرین مطالب ارسال شده
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 630
  • کل نظرات : 171
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 121
  • آی پی امروز : 3
  • آی پی دیروز : 42
  • بازدید امروز : 50
  • باردید دیروز : 284
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 701
  • بازدید ماه : 12,242
  • بازدید سال : 33,979
  • بازدید کلی : 349,761